دکتر حسن شفیعی عضو هیئت علمی دانـشگاه

روان شناسی بالینی، روان شناسی شناختی، علوم شناختی، روان شناسی سلامت
 
افراد با مثانه پر، بهتر می‌توانند تصمیم‌ بگیرند.!!!
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱ : توسط : حسن شفیعی

پژوهشگران دانشگاه هلندی «تونت» می گویند نتایج تحقیقات جدید نشان می دهد  افراد با مثانه پر، بهتر می‌توانند تصمیم‌ بگیرند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  این محققان دریافته‌اند که در یک لحظه، مکانیسم خودداری در مغز در تمام نقاط بدن یک حس خویشتن‌داری را القا می‌کند و به همین خاطر افراد در هنگام پر بودن مثانه چون در وضعیت کنترل قرار می‌گیرند، قادر هستند که تصمیمات مهم‌تر و با ارزش‌تری را اتخاذ کنند و در نتیجه بهتر قضاوت نمایند.

این متخصصان در دانشگاه هلندی «تونت» وضعیت کنترل مثانه را با بخش‌های مشابه در مغز که احساسات مربوط به پاداش و امیال را فعال می‌سازند، مرتبط می‌دانند.

این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که حتی فکر کردن به واژه‌های مربوط به ادرار کردن نیز می‌تواند همین تاثیر را ایجاد کند.

بنابراین تحقیق، مردم در کنترل انگیزش‌های خود برای لذت‌های کوتاه مدت تواناتر هستند و در عین حال هم گزینه‌هایی را انتخاب می‌کنند که در مدت طولانی سود بیشتری برای آنها داشته باشند. به این ترتیب بخشی از مغز که این سیگنال را می‌فرستد نه تنها برای کنترل مثانه بلکه برای خودداری و کنترل در تمام قسمت‌های دیگر فعال می‌شود.

بنابراین فعال شدن مکانیسم خودداری به شما کمک می‌کند که در تصمیم‌گیری‌های خود امیال و پاداش‌های لحظه‌ای را انتخاب نکنید بلکه در عوض به پیامدهای سودمند و بلند مدت انتخاب خود بیندیشید.

گرچه ممکن است نتایج این تحقیق واقعی نباشد اما نوبت بعد اگر خواستید تصمیم‌ مهمی بگیرید، قبل از هر اقدامی ابتدا یک بطری آب بنوشید شاید این ادعا که  ” افراد با مثانه پر، بهتر می‌توانند تصمیم‌ بگیرند “  درست باشد .


 
صداقت در انسان ذاتی است!
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦ : توسط : حسن شفیعی

صداقت یک امر ذاتی است و افراد صادق برای صادق بودن تصمیم گیری نمی کنند
 مغز در صداقت نقش ندارد
نورولوژیستها دریافتند که صداقت در انسان ذاتی بوده و در زمان بروز رفتارهای صادقانه، فضاهای مرتبط با کنترل و تصمیمات در مغز فعال نمی شوند.
محققان دانشگاه هاروارد با انجام “تست صداقت” در گروهی از داوطلبان دریافتند که افراد صادق به روشی کاملا طبیعی و ذاتی رفتار می کنند و برای صادق بودن تصمیم گیری نمی کنند.
این تست برپایه یک بازی ساده یعنی پرتاب سکه استوار شده است. شرکت کنندگان باید شیر یا خط بودن سکه را حدس می زدند. در بخش اول این تست قبل از پرتاب داوطلبان باید روی یک برگه کاغذ پیش بینی خود را می نوشتند. در بخش دوم تست، پس از پرتاب باید می گفتند که آیا پیش بینی آنها درست بوده است یا خیر و بنابراین اگر درست می گفتند برنده می شدند.
در این تست، آزمایش کننده برگه نوشته شده را مشاهده نمی کرد و تنها برپایه اظهارات داوطلب و صداقت شخصی وی جایزه را پرداخت می کرد.
نتایج این تحقیقات نشان دادند که در بسیاری از موارد داوطلبان با صداقت و بدون ترس از دست دادن فرصت دریافت جایزه پاسخ صحیح دادند در حالی که بعضی دیگر از این داوطلبان تقلب کرده و نتیجه ای برخلاف پیش بینی خود را اعلام کردند.
در مدت این اظهارات نورولوژیستها فضاهای مغز داوطلبان را با استفاده از رزونانس مغناطیسی مورد بررسی قرار دادند. این فضا کورتکس جلوپیشانی مرتبط با تصمیمات و کنترل رفتار است.
به این ترتیب مشاهده شد که در مغز افراد صادق این فضا قبل از بیان یک اظهار صادقانه فعال نمی شود. این در حالی است که در مغز افراد متقلب این فضا روشن می شود.
به گفته این محققان، صداقت یک رفتار از پیش فرض شده و ذاتی است که تحت تاثیر سیستمهای خود کنترلی مغز قرار نمی گیرد.


 
استرس، موجب ایجاد بوی بد دهان می‌شود
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥ : توسط : حسن شفیعی

  امروزه، استرس به عنوان یکی از دلایل ایجاد بوی بد دهان شناخته شده است.

دکتر مریم حقی استادیار دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شاهد، در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران عنوان کرد: بوی بد دهان، یکی از مهمترین دلایل مراجعه بیماران به مطب های دندانپزشکی است.

وی در ادامه با بیان اینکه، بوی بد دهان می تواند ناشی از علل دهانی و خارج دهانی و نیز علل روانی باشد، گفت: به تازگی استرس به عنوان عاملی در جهت بروز مشکل بدی بوی دهان شناخته شده است.

حقی یادآور شد: طی تحقیقاتی که در زمینه ارتباط مابین استرس و ایجاد بوی بد دهان انجام گرفت، داوطلبان تحت استرس های مشخصی قرار گرفته و بررسی های لازم انجام گرفت.

استادیار دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شاهد در پایان خاطرنشان کرد: نتایج بدست آمده از این تحقیق، تأثیر استرس را به عنوان یک منشأ روانی در ایجاد بوی بد دهان مورد تأیید قرار می دهد.


 
تحصیلات، سرعت پیرشدن را کاهش می‌دهد
ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۳ : توسط : حسن شفیعی

محققان می گویند: تحصیلات، سرعت پیر شدن را در افراد کاهش می دهد.

پژوهشگران افزودند: افرادی که تحصیلات خود را با مدارک پایین تری ترک می کنند روند پیری سریع تری را تجربه می کنند.

محققان در این پژوهش طول رشته هایی از دی ان ای معروف به تلومر را در حدود 450 نفر اندازه گیری کردند و دریافتند افرادی که در مدرسه عملکرد خوبی نداشتند تلومرهای کوتاهتری داشتند و احتمال دادند سرعت پیر شدن در این افراد بیشتر باشد.

تلومرها، بخش هایی از DNA هستند که انتهای کروموزوم ها را می پوشانند و مانع آسیب دیدن و مختل شدن عملکرد سلول های مربوط به افزایش سن می شوند.

بررسی نشان می دهد، تحصیلات بالاتر، بیش از بودن ِ فقط در بازار کار می تواند، برای انسان مفید باشد.

شرکت کنندگان در این تحقیق از نظر تحصیلات به چهار گروه تقسیم شدند، آنهایی که هیچ مدرک تحصیلی نداشتند، آنهایی که در حدود 16 سالگی تحصیلات رسمی را رها کردند، آنهایی که در 18 سالگی ترک تحصیل کردند و آنهایی که مدرک دانشگاهی یا بالاتر داشتند.

نتایج نشان داد طول تلومرها در آنهایی که موفقیت تحصیلی کمتری داشتند کوتاه تر بود و این نشان دهنده این است که سرعت پیر شدن در آنها ممکن است بیشتر باشد.

محققان گفتند این بررسی همچنین مدرک محکمی ارائه می کند که برخلاف آنچه پیش تر تصور می شد، موقعیت اقتصادی و اجتماعی افراد در سال های بعدی زندگی اثری بر طول تلومرها ندارد.


 
حواس‌پرت‌ها از مغز بیشتری برخوردارند!
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩ : توسط : حسن شفیعی

حواس‌پرت‌ها از مغز بیشتری برخوردارند!
محققان دانشگاه کالج لندن دریافتند که این گونه افراد که ب راحتی توجهشان منحرف می‌شود، از میزان ماده خاکستری بیشتری نسبت به حد معمول در مناطق خاصی از مغز برخوردارند.
افرادی که در حین انجام کار به راحتی حواسشان پرت می‌شود ممکن است از میزان زیادتری از «مغز» برخوردار باشند!

به گزارش ایسنا، محققان دانشگاه کالج لندن دریافتند که این گونه افراد که به راحتی توجهشان منحرف می‌شود، از میزان ماده خاکستری بیشتری نسبت به حد معمول در مناطق خاصی از مغز برخوردارند.

محققان برای بررسی میزان انحراف فکر به مقایسه مغز افرادی که به نسبتهای ساده تا سخت از موضوع منحرف می‌شدند پرداختند.

آنها این ویژگی انحراف تمرکز و فکر را در افراد با انجام پرسش‌هایی از قبیل اینکه هرچند وقت یکبار متوجه علائم رانندگی نشده یا وارد محلی شده و هدف خود از ورود به آنجا را فراموش کرده‌اند، ارزیابی کردند.

این تیم تحقیقاتی سپس از مغز این افراد اسکن مغزی تهیه کردند.

در این تصاویر تفاوت فاحشی بین میزان ماده خاکستری بین افراد با میزان حواس‌پرتی بالا یا پایین در منطقه لوب آهیانه فوقانی چپ وجود داشت.

لوب آهیانه فوقانی چپ در جهت غلبه بر انحراف تمرکز کار کرده و افرادی که لوب آهیانه چپ بزرگتری دارند، سریعتر تمرکز خود را از دست می‌دهند.

دلیل ارتباط اندازه این لوب با حواس پرتی مشخص نیست اما محققان بر این گمان هستند که ممکن است دلیل این موضوع این باشد که با بالغ شدن انسان، ماده خاکستری مغز از نورون‌ها خالی می‌شود تا کاربری بیشتری داشته باشد.

به گفته دانشمندان، وجود ماده خاکستری بیشتر در مغز احتمالا نتیجه بالغ نبودن مغز و نقص خفیف احتمالی رشد آن است.


 
مغز هم می‌خوابد!
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٧ : توسط : حسن شفیعی

لحظات نداشتن آمادگی برای فکر کردن در مورد موضوعی مانند گم کردن کلیدهایتان می‌تواند نتیجه خواب قسمت‌های کوچکی از مغز باشد.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محققان دریافتند که بر خلاف تصور عموم که گمان می‌کنند مغز هیچ‌گاه نمی‌خوابد، مغز هیچ گاه به طور کامل بیدار و یا خواب نیست بلکه بخش‌هایی از آن به صورت غیر فعال در می‌آیند.

آن‌ها نشانه‌هایی را برای حالت نیمه خواب بودن مغز در نظر می‌گیرند که باعث بروز اشتباهات کوچکی مانند قرار دادن اشتباهی شیر در کابینت و یا غلات در فریزر می‌شوند.

این تیم از دانشگاه ویسکانسین که امواج مغز را اندازه گیری می‌کنند، کشف کردند که سلول‌های عصبی خسته هنوز بیدارند، اما به صورت انفرادی غیر فعالند.

دکتر چیارا سیرلی، روانشناس و مجری این تحقیق می‌گوید: حتی قبل از این که شما احساس خستگی کنید، نشانه‌هایی وجود دارد که شما باید فعالیت‌هایی که به هوشیاری کامل نیاز دارند را متوقف کنید.

وی می‌افزاید: اگر گروه خاصی از سلول‌های عصبی در خواب باشند، ممکن است به نتایج منفی منتهی شود. تا کنون به نظر می‌رسید بی‌خوابی بر کل مغز اثرگذار باشد. ما می‌دانیم زمانی که خواب آلوده‌ایم سطح هوشیاریمان پایین آمده و حواسمان پرت می‌شود.

این تیم از دانشگاه ویسکانسین با تجهیزاتی به نام EEGها فعالیت مغز را بررسی کردند که نشان می‌دهد حتی در بیداری هم پروسه‌های کوتاه مدت خواب وجود دارد و شاید علت اصلی به خواب رفتن رانندگان به هنگام رانندگی نیز همین باشد.

البته تحقیقات جدید نشان می‌دهد که قبل از این مرحله، مغز فعالیت‌های خواب گونه‌ای از خود نشان می‌دهد که عملکرد ما را ضعیف می‌کند.

محققان در این تحقیق که بر روی موش‌ها انجام گرفته، با قرار دادن میل جراحی در گروهی از نورون‌ها پس از بیدار نگه داشتن طولانی مدت موش‌ها مشاهده کردند که بخش‌هایی از مغز موش‌ها به خواب رفته، در حالی که ظاهرا بیدار بودند و هنگامی که از موش‌ها می‌خواستند گلوله‌های شکر را بردارند، یا نمی‌توانستند و یا در میانه راه آن را می‌انداختند. البته معمولا تعداد کمی از سلول‌ها غیر فعال می‌شوند. برای مثال از 20 گروه سلولی فقط دو تای آن‌ها غیر فعال شده و سایر سلول‌ها وظیفه آن‌ها را انجام می‌دهند.


 
• و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٢ : توسط : حسن شفیعی

وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً
سوره : الاسراء آیه : 36
•    و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.


 
واقعیت‌ها و افسانه‌ها درباره روان‌شناسی
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱ : توسط : حسن شفیعی

1- روان‌شناسان می‌توانند ذهن دیگران را بخوانند
این یک افسانه بسیار رایج است که از همان روزهای اولیه روان‌شناسی به وجود آمده است. هیچ روان‌شناس صادقی چنین ادعایی ندارد. البته چون روان‌شناسان یاد گرفته‌اند که به مشاهده رفتار کلامی و غیر کلامی مردم بپردازند، ممکن است قادر باشند که نیات درونی دیگران را، دقیق‌تر از مردم عادی، حدس بزنند.

2- روان‌شناسی جزو «علوم غیبی» است
این حرف کاملاً اشتباه است. روان‌شناسی، مطالعه علمی تجربیات و رفتارهای موجودات زنده به منظور درک اصول حاکم بر این پدیده‌هاست. روان‌شناسی نیز مثل سایر علوم، «پیش‌بینی» و «کنترل» رفتار را هدف قرار داده است.

3- برای تحصیل در رشته روان‌شناسی، فرد باید توانائی‌های فوق‌العاده‌ای داشته باشد
کاملاً اشتباه! هر کس که به این موضوع علاقه‌مند باشد می‌تواند به تحصیل در این رشته و مطالعه روان‌شناسی بپردازد.

4- روان‌شناسان می‌توانند هر کس را با نگاه نافذ خود هیپنوتیزم کنند
نه، هرگز! روان‌شناسانی که آموزش هیپنوتیزم یا هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی) را دیده باشند می‌توانند دیگران را، به شرط تمایل و همکاری کامل خود آن‌ها، هیپنوتیزم کنند. تحصیل در رشته روان‌شناسی به تنهایی فرد را قادر به هیپنوتیزم کردن دیگران نمی‌کند.

5- اگر بتوانید کسی را هیپنوتیزم کنید می‌توانید او را به انجام هر کاری وادار کنید
هرگز! حتی تحت هیپنوتیزم عمیق نیز فرد هیپنوتیزم شده از انجام خواسته‌های غیراخلاقی سرباز می‌زند.

6- بیماری ذهنی درمان‌پذیر نیست
زمان عوض شده است. در حال حاضر بیماری‌های ذهنی به نحو موثری با داروها و روش‌های روان‌درمانی که از طریق روان‌پزشکان حاذق و روان‌شناسان بالینی تجویز و اعمال می‌شود درمان می‌گردند.

7- کسانی که دچار بیماری ذهنی هستند خطرناکند
با کمال تعجب معلوم شده است که بیماران ذهنی در مقایسه با مردم عادی، نرخ پائین‌تری از رفتارهای خشونت‌آمیز مانند حمله، تجاوز و قتل را دارا هستند. با وجود این، کسانی که دچار اختلال پارانوئید (شک به دیگران در مورد توطئه علیه آن‌ها) باشند ممکن است برای حفظ خود به دیگران حمله کنند.

- نبوغ خویشاوند جنون است
نه، چنین ارتباطی در مطالعات تجربی یافته نشده است. از سوی دیگر، مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که ضریب هوشی 140 یا بیشتر (مرز نبوغ) داشته‌اند هنگامی که در اواسط دهه چهل عمرشان دوباره مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند، نرخ مرگ و میر، ضریب طلاق و نرخ بیماری ذهنی پائین‌تری نسبت به مردم عادی داشته‌اند. بنابراین اعتقاد به این که خلاقیت ونبوغ یک سرش به جنون می‌رسد، افسانه‌ای بیش نیست

منبع : Facts and Fiction in Psychology", Dr. Krishna Prasad Sreedhar,  "http://www.psychology4all.com


 
باورهای غلط در مورد روانشناسان!؟
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠ : توسط : حسن شفیعی

روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.
در بین عامه مردم باورهای غلطی شکل گرفته که تعدادی از این باورها ناشی از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادی از آنها ناشی از فقر دانش و میزان همنوایی بالا در میان مردم است که البته این باورهای غلط در زمینه های گوناگون به چشم می خورد و زمینه ساز بسیاری از کج اندیشی ها و تصمیم های غلط در زندگی بسیاری از ماست.
وقتی عامه مردم درباره همه چیز و خارج از حیطه تخصص خود حکم صادر کنند، بستر بی اعتمادی فراهم می شود.این مقاله درباره تعدادی ازاین باورهای غلط در ارتباط با روانشناسان توضیح می دهد.

1 - روانشناسان عصبانی نمی‌شوند!

در باور فوق، ما به کلمه هیچ وقت برمی‌خوریم که یک کلمه مطلق است و این خود اولین نکته منفی درباره این باور است. چون درباره خصایص روانی و هیجانی انسان‌ها هیچ کلمه مطلقی نمی‌‌توانیم استفاده کنیم، چون انسان موجودی بسیار پیچیده، متفکر و انتخاب‌گراست. ضمن این که عصبانیت جزو مکانیزم‌های متعادل‌ساز روان‌آدمی است که توسط خداوند در ذهن انسان‌ها به ودیعه نهاده شده است ،چرا که اگر همین عصبانیت وجود نداشت انسان به مثابه دیگ بخاری بودکه سوپاپ اطمینان نداشت و بنابراین پس از گذشت چندین ساعت از کار این دیگ بخار ،ما شاهد انفجار این دیگ می‌بودیم.

و مهم‌تر از همه این که اگر خشم و عصبانیت به هر دلیلی ابراز نشوند خود می‌تواند زمینه‌ساز کینه، نفرت، دشمنی و انواع و اقسام بیماری‌های روانی و جسمانی در آینده شود که به مراتب بدتر از ابراز خشم به‌وجود آمده در آن موقعیت مشخص است. بنابراین چگونه می‌توان انتظار داشت که یک روانشناس که خود به خوبی از عملکرد این فعالیت در ذهن و بدن خویش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأیید روانشناس زبده را بزنند. در حالی که او قادر است با مکانیزم‌های دفاعی پخته و پیشرفته همچون شوخ‌طبعی باور فوق را به این شکل اصلاح کند.

روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.


2 - خودشان دیوانه‌اند!

این هم یک باور غلط شایع در میان مردم است که به هیچ عنوان علمی و منطقی نیست، چرا که اگر ما بخواهیم یک حکم کلی در ارتباط با گروهی از مردم بدهیم نیازمند آنیم که تحقیق علمی در سطحی وسیع انجام دهیم و با انجام روش‌های آماری ادعای فوق را اثبات کنیم.


همانطور که یک مکانیک اتومبیل هنگامی که اتومبیل اش  در معرض نقص فنی احتمالی قرار دارد زودتر از دیگر افراد مطلع می‌شود این قاعده در ارتباط با روانشناسان نیز صادق است، چرا که آنان به دلیل آگاهی از بیماری‌های روانی بسیار زودتر مطلع شده و به دلیل اطلاع از مشکلات پیش آمده احتمالی بر اثر بیماری‌های روانی خیلی زودتر به سمت و سوی درمان و حل مشکل خویش روان می‌شوند.

ما نمی‌توانیم بگوییم چون روانشناسان با بیماران روانی بسیاری درگیرند خود نیز قطعاً‌ از این بیماری‌ها بی‌بهره نخواهند ماند، به همان دلیل که اشخاصی که در بیمارستان‌ها در بخش مراقبت از بیماران عفونی کار می‌کنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به این بیماری‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم.

روانشناسان هم همچون دیگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بیماری‌های روانی قرار دارند.

3 - ما خودمان روانشناسیم

بله این جمله‌ای است که کارل راجرز، یکی از روانشناسان بزرگ و پایه‌گذار روانشناسی انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت که هر کس خودش بهترین درمانگر خویش است اما سئوالی که پیش می‌آید این است، پس چرا همه روزه تعداد کثیری از مردم به کمک و دخالت روانشناسان نیازمند هستند؟ جواب این است به همان دلیل که همه ما بالقوه می‌توانیم به قله دماوند صعود کنیم اما به شرطی که شخصی نتواند راهنمایی ما را به عهده بگیرد. یعنی راه را به ما نشان دهد و تجهیزات لازم را به ما معرفی کند.

برای حل مشکلات شخصی هم ما نیاز به کمک یک روانشناس زبده داریم که نه برای ما بلکه با ما حرکت کند تا به حل مشکلاتمان نائل شویم و از همه مهم‌تر این که ذهن انسان از3 بخش عمده هشیار، نیمه‌هشیار و ناهشیار تشکیل یافته است که اگر ما خیلی توانا باشیم حداکثر به نیمه هشیار ذهنمان دسترسی پیدا می‌‌کنیم که البته برای حل مشکلات کافی نیست.

بنابر این نیازمند کمک کسی هستیم که بتواند به ناهشیار ذهن ما وارد شده و از این انبار متروکه پرونده‌های دردناک بایگانی شده گذشته را بیرون آورده و از نو رسیدگی کند.بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم.

هیچ کس بیشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نیست اما بدون کمک یک روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسی نخواهد داشت. روانشناسان با یک نگاه می‌توانند همه چیز را درباره ما بدانند.

4 - روانشناسان حلال مشکلاتند

این باور، روانشناسان را به جادوگرانی مبدل می‌سازد که قادرند فکر ما را بخوانند ،  این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد، چرا که برای شناختن افراد در روانشناسی روش‌های گوناگونی همچون مشاهده تجربی یعنی در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنکه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزدیکان و خویشاوندان ،اجرای آزمون‌های روانی همچون پرسشنامه، تست و آزمون‌های فرافکنی و در نهایت مصاحبه با خود شخص که از انواع مختلفی برخوردار است در نظر گرفته می شود.

در نهایت می‌توان گفت پس از انجام این آزمایش‌ها و آزمون‌ها شاید با احتیاط بتوان گفت از شخص مورد نظر نیمرخ روانی به‌دست آورده‌ایم. که باز هم در پاره‌ای از موارد بی نقص نخواهد بود. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم.

روانشناسان هرگز با یک نگاه نمی‌توانند همه‌چیز را درباره ما بدانند.

5 - نیاز به مشورت ندارند

این هم یک باور غلط دیگر است، چرا که روانشناسان هم همچون آرایشگران قادر به اصلاح سر خویش نیستند، هرچند که آرایشگر قابلی باشند. به این دلیل که مشکلات روانی همیشه صرف نظر از داشتن لایه‌های منطقی از لایه‌ای هیجانی نیز برخوردارند، بنابراین با توجه به اصل نیروگذاری روانی (یعنی مقدار مشخصی انرژی روانی می‌توان در ذهن به فعالیتی خاص صرف شود) وقتی بخشی از نیروهای ذهنی ما در هیجانات ما صرف شده است نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که با آگاهی و اشراف کامل دست به حل مسئله بزنیم، بنابراین، نیاز داریم از شخص دیگری که البته رابطه خویشی و دوستی با ما ندارد کمک بگیریم تا او با صددرصد توان به کمک ما برای حل مسائل بیاید. البته این قاعده شامل حال تمام افراد می‌شود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم. روانشناسان هم نیاز به مشورت دارند.

6 - روانشناسان دانای کل هستند

این باور غلط و غیرمنطقی در بین مردم شایع است. البته متأسفانه این به دلیل ضعف حرفه روانشناسی در ایران است که اگر شما به اکثر روانشناسان شاغل در ایران مراجعه کنید قادرند از مشکل شب ادراری کودکتان تا لکنت زبان همسرتان، دعاوی خانوادگی، ترس و اضطراب و وسواس و... همگی آنها را درمان کنند.

در صورتی که در کشورهای پیشرفته شاید هر روانشناس حداکثر در 2-3 موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام می‌کند که فقط قادر به حل مشکل ترس و اضطراب شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلی و تحصیلی هم انجام دهد. ضمن اینکه در باور فوق زندگی کردن واژه‌ای کلی و مصادیق آن وسیع است، بنابراین باور فوق به شکل زیر اصلاح می‌شود.

هر روانشناسی قادر به حل بعضی از مشکلات خاص و مشخص مراجعانش می‌باشد.

7 - سرنوشت را تغییر می دهند

این هم یک باور عجیب دیگر که اصلاً نمی‌تواند درست باشد. بزرگی می‌گفت: مراقب افکارت باش چون به حرفهایت بدل می‌‌شود. مراقب حرفهایت باش چون به اعمالت تبدیل می‌‌شود. مراقب اعمالت باش چون به عادت‌هایت مبدل می‌شود. مراقب عادت‌هایت باش چون به شخصیت تو تبدیل می‌شود. مراقب شخصیت خود باش چون به سرشت تو تبدیل می‌‌شود و مراقب سرشت خویش باش چون به سرنوشت تو تبدیل می‌‌شود.

فکر می‌کنم این بزرگ به‌خوبی حق مطلب را ادا کرده، چرا که تا انسان‌ها خود نخواهند، به هیچ تغییر پایداری در زندگی‌شان نخواهند رسید. مگر آنکه دست خویش را در دست راهنمایی دلسوز چون یک روانشناس زبده دهند تا او را از کوره راه‌های زندگی به سرمنزل خوشبختی و سعادت رهنمون کند. روانشناسان قادر به پیشگویی و تغییر سرنوشت افراد نیستند مگر با همکاری و مساعدت خود آنها.

                                                                        برگرفته از سایت روانشناسان