دکتر حسن شفیعی عضو هیئت علمی دانـشگاه

روان شناسی بالینی، روان شناسی شناختی، علوم شناختی، روان شناسی سلامت
 
طبیعی بودن افکار ناخوانده و ترسناک
ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٧ : توسط : دکتر شفیعی

به عنوان یک مادر اصلا نمی توانستم به خودم اجازه دهم که بالای پله های خانه بایستم وقتی که بچه تازه متولد شده ام را بغل کرده بودم. افکار ناخوانده و مزاحم یکباره مرا وا می داشت تجسم کنم که فرزندم را به پایین پله ها پرت خواهم کرد.

 آیا فکر کردن به این نوع خیالات ناگهانی و پراکنده نشان دهنده این است که من آدم غیرعادی هستم؟ آیا به ذهن شما خطور نکرده است که کسی را از روی بلندی هل دهید یا حتی تجسم کنید که می خواهید یک نفر را به درون محوطه ریل قطار بیاندازید؟ احساس پریدن یکباره از ماشین در حال رانندگی یا زیر گرفتن پیرزن بی آزاری درون پیاده رو چطور؟


 بی شک همه ما در طول زندگی با هجوم این نوع افکار بی معنی و عجیب روبرو شده ایم. خیال تان راحت باشد چون این نوع درخواست های غیر کنترل در ذهن ما، در وهله اول به این دلیل به سراغ ما می آید چون ما اصلا نمی خواهیم مرتکب آنها شویم.

 در مرحله بعدی باید دقت کنیم که اصراری برای کنترل، حذف و انکار این تمایلات ناگهانی نداشته باشیم چون نتیجه معکوس دارد و به فکر مریض گونه و ماندگارتر تبدیل خواهد شد. تاثیر منفی ناشی از خودداری و مقاومت برای نادیده گرفتن این افکار، در آزمایش معروف « خرس سفید» توسط محققین دانشگاه هاروارد ثبت شده است.

 در تحقیق مزبور از مردم شرکت کننده در گزارش خواسته شده است به هر چیزی فکر کنند جز به « خرس سفید». مشکلی که همه شرکت کننندگان در این تحقیق با آن روبرو شدند این بود که ذهن شان سخت به تکاپو افتاد تا مدام به خودشان یادواری کنند که به خرس سفید فکر نکنند. طبیعتا، بیشتر از هر چیز، تصویر و موضوع خرس سفید ذهن شان را به خود مشغول کرده بود.

 برای اینکه صفِ اکثریت سالم و معمولی افکار ناخوانده را با رفتارهای ناهنجار مشخص کنیم بد نیست نگاهی به « اختلالات وسواسی» داشته باشیم. از نظر روانشناسی، وقتی که یک فرد برای حذف کامل افکار ناخواسته و مزاحم، با لجاجت زیاد، ذهنش به تلاطم می افتد یکی از چاره هایش این است که برای فرار از مخمصه روحی روانی فوق، رفتار وسواسی مزمن از خود بروز دهد.

آدم های با اختلالات وسواسی برای اجتناب از افکار ناخواستهِ بد و مزاحم و برای کنترل اضطراب ناشی از آن،  در قدم اول زمینه های شکل گیری خیالات و تجسم های ناخوانده را محدود می کنند. به عنوان مثال آنها سوار قطار نمی شوند، از بلندی ها فرار می کنند و نوزادان را به بغل نمی گیرند.

یکی دیگر از شگردهای آدم های با اختلالات وسواسی، این است که اگر قادر به دور شدن از اعمال و محیطی که افکار ناخوشایند ایجاد می کند نباشند ناچاراً، تن به عادتهای تکراری نظیر شمردن اعداد، بر زبان آوردن کلمات خاص و یا نمونه مشهور و آشنا یعنی شستن دست به دفعات ثابت ولی بیشمار مبادرت می ورزند.

علائم بارز و افراطیِ اختلالات وسواسی ثبت و کشف شده است و مهمتر از همه قابل تشخیص و روئیت است. بنا بر این، اکثریت افراد می توانند مرز بین افکار ناخوشایند خود و اختلالات وسواسی را تشخیص دهند و مطمئن باشند که افکار پراکنده و تصادفیِ ناخوانده آنها کاملا طبیعی است. مهمتر از همه اینکه، افکار مزاحم، ناخوانده و گاه و بیگاه را همانطور که هست بپذیرند و اصلا به آنها بها ندهند.

البته یکی از دستاوردهای مثبتِ افکار ناخوانده که به ندرت و ناگهانی ایجاد می شود این است که آن را جالب بدانند و حتی آنها را با  دوستان یا کسانی که با آنها راحت هستند در میان بگذارند. شوهرم همیشه افکار ناخوانده اش را با من در میان می گذارد و خود این عمل، گامی است برای دست یافتن به این درک که چه چیزی طبیعی و سالم است.

 

 

Intrusive Thoughts: Normal or Not? Am I a terrible person for thinking that?

 Hannah Reese, Ph.D.

http://www.psychologytoday.com/blog/am-i-normal/201110/intrusive-thoughts-normal-or-not

Obsessive-Compulsive Disorder- OCD

FreeDigitalPhotos.net

Tagged Intrusive Thoughts: Normal or Not? Am I a terrible person for thinking that? Hannah Reese, Ph.D.inShare